رنگ در سبک های هنری جهان(قسمت پایانی)

دوستان و علاقمندان

خشنودم که این مبحث مورد توجه شما قرار گرفته است .

تصمیم گرفتم موضوع رنگ در سبک های هنری را سریع تر به پایان برسانم و به مباحث جذاب تر و کاذبردی رنگ بپردازم تا این سلسله مقالات در مدت زمان کوتاه تر به سرانجام رسد بنابراین ادامه سبک ها را در پی تقدیم می کنم.

در قسمت های بعد به موضوع واقعیت رنگ، اثرات و صفات آن خواهم پرداخت.


- سور رآلیسم: هدف آن دور کردن هنرمندان از دایره معمول ایده‌های تصویری و طریقه پذیرفته شده بیان بود تا بتواند بر حسب تلقین‌های ضمیر ناخودآگاه دست به آفرینش بزند و به تلقین واقعیت و رویا بپردازند. این شیوه درد و مسیر رشد کرد: فانتزی محض و بازسازی آگاهانه نه جهان رویا . سور رآلیسم از اتحاد برخی عناصر کوبیسم مثل کلاژو پوچ گرایی دادائیسم به وجود آمد. بطور کلی سور رآلیسست‌ها برای بیان افکار خود از آگاهی، تصادف، رویا، دیوانگی، کابوس، اوهام، خلق و خوی و حالات روانی و اوهام و اندیشه‌هایی که در ذهن هنرمند می‌گذرد استفاده می‌کنند. پل کله[1] از بزرگترین نقاشان این گروه است و سرچشمه اصلی هنر راگمان و  الهام می‌دانست و  اعتقاد داشت ؛ وظیفه هنرمند آن است که آنچه را از اعماق وجودش بر وی الهام می‌شود شکل ببخشد و آشکار کند. سایر این هنرمندان این گروه میرو[2]، ماکریت شیریکووسا لوا دوردالی[3] هستند 

- آبستره[4]: به معنای هنرتجریدی یا انتزاعی است که به مضمون اثر هنری اعتقادی ندارد و صرفاً بر ارزش‌های جمال شناختی فرم و رنگ تأکید می‌کند یعنی فرم از قید شباهت‌های طبیعی آزاد شده و دارای ارزش مستقل می‌گردد.

واسیلی کاندینسکی[5] که از چهره‌های معروف این شیوه است می‌گوید اشکال تجریدی بیش از پیش می‌توانند ضرورت ذهنی را روشن سازند سایر هنرمندان سرشناس هنرتجریدی چک کوپکا ، بلان گاتی، والسنی، پیکابیا و روبرت دلونه هستند. هنر آبستره مشتقات گوناگونی دارد که عبارتند از: تا شیسم، اکشن پین تینگ و آبستره اکسپسیونیسم (تلفیقی از آبستره و اکسپرسیونیسم که با ابداع شکل‌ها و لکه‌های تصادفی رنگ، به ضمیر ناخودآگاه اجازه داده می‌شود تا خود را بیان کند. Action Painting بواسطه فعالیت ضمیر ناخودآگاه به وجود آمده و لذا با هنر آبستره یکی نمی‌باشد) 

- کنستروکتیویسم[6]: معتقدند که هنر باید بازتاب تمدن نوین باشد و بر اساس همین اعتقاد از ورقه‌های پلاستیک، فلزی و سیم در آثارشان استفاده می‌کردند. عاطفه و احساس در آنها نقش فرعی دارد مثل آثار پوسنر، تاتلین گابو[7] 

- نئوپلاستیسیم[8]: عناصر بصری مثل رنگ و فرم را برای ایجاد هماهنگی و نظم بکار می‌برند و از رنگ و تأثیر بصری آن در رابطه با خطای چشم به عنوان وسایل جدید ایجاد حرکت برای ساختن مفهوم فضا و مکان استفاده می‌کنند در این شیوه سطوح رنگین از نظر تناسب ابعاد، طرز قرار گرفتنشان و اهمیتی که به رنگ داده می‌شود بیان کننده ارتباطات بوده و تعادل و توازن موجود در طبیعت مورد بررسی قرار می‌گیرد. هنرمند برجسته این گروه موندریان[9] است که طرح کلی آثار او را فرم‌های عمودی و افقی با حداقل تعداد رنگ می‌سازد 

- اپ آرت[10]: برمبنای این تفکر به وجود آمد که هنرمند می‌تواند تأثیرات چشمی به وجود آورد که بیننده را به ترهم بصری دچار کند. مثلاً نقوش وازارلی[11] و بریجت رایلی به خودی خود بی‌حرکتند اما چشم بیننده را آنقدر خیره می‌کنند که متحرک دیده می‌شوند بخصوص وازارلی که کمتر هنرمندی در زمان معاصر مثل او توانسته است از جلوه‌های بصری در رنگ و فرم بهره گیرد (با الهام از طبیعت و استفاده از شکل‌های هندسی) 

- پاپ آرت: به معنای هنر عامیانه است و اساس آن استفاده از دست ساخته‌ها عکس‌ها، ورقه‌های تبلیغاتی و امثالهم است. بنیان گذار آن این شیوه پائولوزی، هامیلتون، ژاسپرجانزورشن برگ هستند مثلاً جاسپر جانز اشیاء ساده و دور ریختنی را بازسازی می‌کند و آن را بصورت یک شیئی هنری سمبولیک در می‌آورد. (کتاب رنگ-ایتن)

- مینیاتور ایران: در میان هنرهای ایرانی‌ جای ویژه‌ای دارد و نفوذشان در برخی تحولات هنر مدرن حائز اهمیت است و ما را به اعتبار منیاتور از لحاظ طراحی و رنگ آمیزی آگاه می‌سازد. مثلاً گوگن از شیوه رنگ آمیزی مینیاتور و ماتیس از شیوه طراحی و رنگ آمیزی آن بهره برده است. در مینیاتورهای ایران نمایش صورت و اندام‌ها و طبیعت بوسیله رنگ‌های خالص و قطع نظر از سایه روشن بیان شده است و رنگ بیشتر از شکل و صورت اهمیت داشته است. 

- کاشیکاری ایران: در معماری اسلامی ایران فضاهای داخلی و خارجی با کاشی‌های رنگارنگ پوشیده می‌شود و باعث می‌شود تا مواد ساختمانی سنگینی و خشونت خود را از دست داده و تبدیل به سطوحی شفاف و موادی بی‌وزن گردند. رنگ‌ها و نقوش هندسی و گیاهی و خطاطی بصورت مجموعه کامل و هماهنگ درآمده و مصالح ساختمانی نمودی چون کریستال‌های رنگین و درخشان به خود گرفته‌اند توزیع رنگ‌های فیروزه‌ای و لاجوردی در مجاورت سفید و زرد و قهوه‌ای و سبز زیتونی مجموعه‌ هماهنگی به وجود می‌آورد. 



[1] - Paul Klee

[2] - John Kiro

[3] - Salvador Dali

[4] - Abstract

[5] - Wassily Kandin Sky

[6] - Constructivism

[7] - Gabo

[8] - Neo Plasticism

[9] - Mondrian

[10] - Optic art

[11] - Victor Vasarely 

محمد مهدی شریعتی ; ٤:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱٧
=============================== =============================== Link Code: =============================== ليست وبلاگ‌های به روز شده ===============================